ستون از قرنطینه: با چهار سال, جدول زمانی, رفته, شاید, کوتاه, کالج تجربه می تواند به اندازه کافی

Coronavirus همه گیر به شدت طرح میتوانست به زندگی در بسیاری از راه های پیش بینی نشده. در UCLA جامعه ما است قابل ملاحظه ای ایران توسط شبیه احساس از دست دادن و سردرگمی و نگرانی بلکه توسط نور امید و چشم انداز است که این بیماری همه گیر آورده به خط مقدم. در “ستون از قرنطینه” Daily Bruin کارکنان و جامعه ارسالی برجسته داستان های شخصی که علامت این بی سابقه لحظه. اگر شما یک قرنطینه داستان برای گفتن, شما می توانید آن را در اینجا و یا ایمیل [email protected].

(Andrea Grigsby/Illustrations Director)
(Andrea <url>/تصاویر مدیر)

قرنطینه یک rollercoaster به حداقل می گویند.

برخی از روز شما در حال پخت نان موز, تماشای TikToks و صرف مقادیر بی سابقه ای از زمان با سگ خود را و این همه احساس قابل کنترل است.

دیگر روز بسیار است.

جستجوی آنچه در دانشگاه ها با توجه به سقوط در هفته گذشته, من کشف کرد که بسیاری از در حال برنامه ریزی برای مجازی ترم – و به سرعت دست پاچه که UCLA ممکن است همان را انجام دهید.

مادرم سعی در آشتی دادن من احساسات اضطراب. کلمات او اگر چه نیت خوبی ناراحتی من است.

“شما تا به حال دو و نیم سال بزرگ و اگر شما نمی توانید پایان از شما می خواستم شاید که می تواند به اندازه کافی” او گفت:.

با تهدید اشک من به شدت به او: من سخت کار می کرد تا برای چهار سال تجربه. نه سه. یا دو و سه چهارم.

من تاریخ و زمان و در حالی که خود را بی تردید شایستگی در مقایسه با زمان سالمندان, من هنوز هم نگرانی در مورد چگونه من سال آخر گشوده خواهد شد.

صرف نظر از زمان کلاس ایستاده و یا زمانی که شما به UCLA ما همه در همان صفحه – ما سخت کار کرده تا به اینجا برسم. و هنگامی که ما در اینجا ما با یک روایت که ما آماده بودند به شکل و شناخته شده مقدار از زمان برای انجام این کار است.

اگر چه چیزی جز ویروس مقصر است, آن را هنوز هم یک قرص فرو برد. واقعیت این است که حتی یک چهارم کوتاه, کامل, کالج, تجربه احساس می کند مانند یک معامله خام.

منظورم به اهداف متقابل; آموزش و پرورش حتی یک آنلاین است که چیزی کمتر از یک امتیاز. اما درد – با وجود آن منبع درجه یا نسبیت هنوز هم درد. و هنگامی که اخبار مربوط به بهار سه ماهه اول شکست همه ما نمی تواند کمک کند اما آن را احساس کنید.

من غصه دار از دست دادن و به جلو نگاه – من هنوز یک سال دیگر سه چهارم. اما من خطرناک گوگل جستجو bared نه تنها خود من آسیب پذیری اما آسیب پذیری ما جمعی آتی.

هیچ تصمیمی برای سقوط ساخته شده ولی مکالمات وزوز. حتی اگر ما یک فرد در سه ماهه چشم انداز خود را ممکن است کاملا متفاوت از رز کاسه سفید سمت چپ خالی به 300 صندلی سالن سخنرانی پر از 30 نقاب دانش آموزان است. بسیاری از کلاسیک و ستایش جنبه از زندگی خواهد شد به احتمال زیاد تغییر و کشف دوباره بستگی به یک واکسن است که هیچ تاریخ تحویل.

و با توجه به این واقعیت همراه با افزایش ارشد, دانشکده, تجربه, که من آن را می دانستند هرگز احساس زودگذر.

آن را بسیار وهم آور که احساسات یک به زودی به تحصیلات تکمیلی در حال افزایش ارشد.

من نمی دانم دفعه بعد من را وادار به راه رفتن Bruin پیاده روی, رد, آگهی که به آن نوار هم مزاحمت و شخصیت. یا دفعه بعد من را وارد کنید کامل سالن سخنرانی و ناشیانه تلو تلو خوردن از طریق یک ردیف از دانش آموزان برای رسیدن به یک و تنها صندلی خالی.

من در تلاش برای ترک تمام درب قفس باز است. شاید زندگی به عنوان من می دانستم که آن را بازگشت و من ارشد سال من می خواهم. یا شاید آن را نمی خواهد.

من سعی می کنم به زندگی در چهره ناشناخته است اما به طور مداوم پذیرش فراگیر تنگی بیش از پیشرو سال هیچ شاهکار آسان است. بنابراین بر خلاف هر قشنگ, نقل قول, من, نگاه به گذشته است.

من نگاه کردن به آنچه روشن است: من دانشجوی سال اول سال دوم سال و دو سوم از سال سوم. من به عنوان غربال کردن از طریق مغز من خاطرات و من Snapchat خاطرات مادرم کلمات معطل و من با کشتی معنای خود را.

شاید دو و نیم سال بزرگ می تواند به اندازه کافی.

کلمات شناور مانند مرموز جبر مشکل است. من آنها را تکرار کنید تا زمانی که من تشخیص همه که پنهان در پشت آنها. من فکر می کنم در مورد چیزهای کوچک.

تمام بار من گران تا مرگ پله ساخت آن را به من دانشجوی سال اول در خوابگاه, اتاق دو خنده و فرآیند له له زدن در همان زمان. یا شب من شتافت به In-N-Out در آستانه بسته شدن relishing در موفقیت من با هر نیش.

اما من همچنین فکر می کنم در مورد مسائل بزرگتر.

تلاش من در روزنامه نگاری است که با وجود اینکه به طور کامل در خارج از زمینه های مورد علاقه من ارائه با شور و شوق و صدا. من ترم در خارج از کشور زمانی که من frolicked در سراسر اروپا دیدم من شک حل و استقلال و سفت. من بد روز و چالش های آن, آوردن اشک بیشتر از من می خواهم به اعتراف ضخیم پوست و تغییر هدف من.

من فکر می کنم در مورد اساتید و تهدید آمیز و همه, که, کشیده, من از من آموزشی منطقه راحتی به چالش کشیده و من به کار سخت تر است. وسط دانش آموزان من مربی بودند که هرگز از پرسش برانگیخته حس کنجکاوی خود من. دوستان من ساخته شده که اگر چه سخت برای به دست آوردن همه در همان اتاق به من کمک کرد خنده تر و بهتر خواهد بود.

(Courtesy of Rachel Sarrafzadeh)
(حسن نیت ارائه میدهد از راشل Sarrafzadeh)

من فکر می کنم در مورد UCLA آن هرج و مرج و زیبایی به طور یکسان و چگونه آن را الهام گرفته از عمق جدیدی از دستاورد – از کوچک به بزرگ, احمقانه, به, جدی, منفعل به فعال شخصی به دانشگاهی.

این بود که این خاطرات – آنهایی که تحمل – که به من فهماند که ارزش کالج من تجربه بستگی ندارد البته یک پیش بینی نشده است. virus. اگر چه من می خواستم به شکل کامل روایت در چهار سال, جدول زمانی, من در حال حاضر در دو سال و نیم بود که مامان گفت بزرگ است.

من هنوز هم امیدوار است که من تجربه کالج به پایان خواهد رسید با UCLA که من می دانید و عشق – که من به پیشنهاد مناسب بدون خداحافظی جهانی همه گیر بلندی بیش از شانه های من.

حقیقت سخت است که من نمی دانم که چگونه آینده گشوده خواهد شد. راحتی است که هیچ کس دیگری می کند یا نه.

در این میان هر چند در بسیاری سپاسگزار. من یک آشپزخانه برای پخت من, نان موز, یک مادر است که مراقبت به اندازه کافی برای گوش دادن به من هزاره نگرانی و دو سال و نیم ارزش از خاطرات که شاید فقط شاید به اندازه کافی هستند.

Sarrafzadeh سوم-سال روانشناسی دانش آموز از لس آنجلس و وبلاگ نویسی کمک کننده برای Daily Bruin.

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.detny.im

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>