ستون از قرنطینه: سختی و غم از عشق تحت مستند

Coronavirus همه گیر به شدت طرح میتوانست به زندگی در اکثر پیش بینی نشده و غیر قابل پیش بینی از راه. در UCLA دانش آموزان و کارکنان و مدیران از اقشار مختلف جامعه هستند قابل ملاحظه ای ایران توسط شبیه احساس از دست دادن و سردرگمی و نگرانی بلکه توسط نور امید و چشم انداز است که این بیماری همه گیر آورده به خط مقدم. در “ستون از قرنطینه” Daily Bruin کارکنان و جامعه ارسالی برجسته داستان های شخصی و تجربه های که علامت این بی سابقه لحظه در ما جمعی از طول عمر.

/(Andrea <url>/تصاویر مدیر)

آخرین بار من تو را دیدم من پسر نشسته بودیم در ماشین خود را. من به او شجاع لبخند بزنید و به او گفت من می خواهم او را به زودی. در سر ما, ما تا به حال نه به طور کامل پردازش میزان همه گیر در سر ما کمی ما را در جهان حفظ می شود. ما سالم بودند ما نزدیک بودند و ما در عشق است.

آن شده است یک ماه پس از آن.

هنگامی که ما برای اولین بار شروع به گرفتن جدی من در نیمه راه در سراسر جهان برای تعطیلات زمستانی. ما شمارش روزها بی تاب برای زمانی که ما در نهایت می تواند شروع سفر ما با هم. من تنظیم آلارم برای ساعت 1 صبح به صحبت کردن با او زمانی که او بیدار شد. او را برای من ارسال آهنگ که به یاد او از من است. در طول این سه هفته ما پیش نویس برنامه ای برای شکستن بهار: رفتن به مورد علاقه ما, پیتزا, رستوران بازدید از دوران کودکی خود را در نقاط و از بین بردن هر یک از دیگر در رشته ورزشی. کمی به ما می دانیم که برنامه های آن را هنوز هم باید صبر کنید.

سه هفته تجربه بیش از تعطیلات زمستانی به ما آموخت به بیمار می شود. هنگامی که ما یک بار دیگر از هم جدا به نظر می رسید به خصوص ناعادلانه است. دوست پسر من و من تنها 10 دقیقه دور از هر یک از دیگر, اما آن 10 دقیقه را تبدیل به هزاران دقیقه قبل از ما می توانیم ملاقات دوباره.

ما متوجه شدیم که چقدر سخت تر از آن بود که این زمان. آن را آب پز کردن به دو دلیل: درد در دانستن چگونه نزدیک ما بودند و اضطراب نمی دانستند چه مدت از آن خواهد بود تا پیتزا پیک نیک و شب درایوهای شروع دوباره. اما تعهد به امن بودن نه فقط برای ما بلکه برای ما عزیزان چیزی بود که ما هر دو برگزار شد و محکم به.

در سراسر جهان تعداد بیشماری از مردم در حال تجربه همان سختی که در آن ما می توانیم دیگر نشان دادن عشق ما از طریق نزدیکی اما با راه رفتن دور. در واقعا خطر ناک لحظه در تاریخ ما, ما در حال تجربه یک تهدید برای ما انسان ضرورت به عشق آشکارا. این که آیا آن را به همکاران و دوستان و یا خانواده مردم بیان مهرورزی با وجود بودن برای یکی دیگر. در حال حاضر ما محروم از که نقش و عزیزان هیچ چاره ای اما برای مشاهده هر یک از دیگر ایمنی از یک صفحه نمایش در یک اجتماعی فاصله ناشی از راه دور ارتباط است.

در مورد ما که فاصله بسیار طولانی است – من در واقع حدود 1.8 مایل دور از او.

احساس نزدیک بودن و در عین حال طوری از هم جدا کرده است آمیخته ماه گذشته در مستند – ما اغلب بحث در مورد مه آلود منطقه خلیج آب و هوا و چگونه آن را احساس رانندگی را از طریق ما خالی محله. اما این میل ذاتی فقط به هاپ در ماشین و درایو بیش از رخنه به ذهن من در بیش از یک مناسبت.

برخی از شرکای ما در برابر این تمایل است. در همان کفش را به من نشان داد مشکل از زشت سرزنش آنها. همچنين نشان داده شده من که ماندن از هم جدا می تواند اجازه مشارکت به رشد در راه های جدید است.

زمانی که من می دانستم که ما را از هم جدا می شود و دوباره بخشی از من احساس نا امید کننده است. اما او به من یادآوری از آنچه ما به پرورش از روز گرفتم که 10 ساعت پرواز و من متوجه شدم که در حالی که احساس مطمئن باشید سخت بود از دست دادن خواهد بود سخت تر است.

لحظاتی وجود دارد که شما می ترسند که یخ ترک خواهد کرد. آنها همیشه وجود دارد خواهد بود در یک رابطه – جهانی همه گیر است یا نه. یک رابطه هرگز آسان خیابان یک طرفه است. من یاد گرفتم که درد ما احساس می کنیم در حال حاضر لازم است برای ما پیوند به رشد است.

هنگامی که شما در یک وضعیت مانند این با هیچ انتخاب این شانس را به نشان می دهد که شما می توانید آن را. این یک راه عالی برای ایجاد اعتماد و نشان دادن فداکاری نیاز به نه تنها زنده نگه داشتن چیزهای در حال حاضر, اما شکوفایی برای سال آمده است.

در هفته های پس از قرنطینه شروع ما در بر داشت راه برای به انجام رساندن این هدف است. نگه داشتن دوربین بر روی ما انجام مشق شب تماشای فیلم, خار دندان های ما و حتی در زمان چرت زدن با هم. ما اجازه دهید هر یک از دیگر می دانم که چگونه ما احساس شد و هر روز صحبت از طریق آن احساسات است. ما به صراحت بیان شده ما تعهد به کار را از طریق این. ما صحبت, صحبت, صحبت تا زمانی که همه چیز ما گفت تکرار شود.

چرا که آنچه که ما مورد نیاز است.

(Courtesy of Cecile Wu)
(حسن نیت ارائه میدهد از Cecile وو)

من انتظار داشتم که یک ده, اما آنچه که من واقعا یک برکت و رحمت است. من در نهایت احساس به طور کامل امن در یک پیوند من با کسی است که اگر ما می توانید از طریق ما می توانید از طریق هر کار مشکل است.

که من این پایان من نگاه بیش از در او به طور موقت در جعبه کوچک بر روی صفحه نمایش من.

بله افق به نظر می رسد بی پایان است. ما خسته از دیدن مردم ما عشق در آن جعبه کوچک. ما خسته از شنیدن کلمات خود را از طریق خاکستری حباب. ما خسته از انتظار برای زمانی که ما می توانیم دوباره آنها را نگه دارید.

بدون در نظر گرفتن چگونه من به دیدن او من هرگز خسته از دوست داشتن او. برای هر فرد برای پیدا کردن که تعهد من فکر می کنم همه ما نیاز داریم تا ما را از طریق.

و در زمان ما همه می آیند از ما جعبه و پشت به جهان با هم.

Cecile وو یک سال اول جامعه شناسی دانشجو از برکلی و وبلاگ نویسی کمک کننده برای Daily Bruin.

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.detny.im