ستون از قرنطینه: به دنبال لنت نقره ای در حالی که قادر به بازگشت به خانه به دلیل محدودیت های مسافرتی

Coronavirus همه گیر به شدت طرح میتوانست به زندگی در بسیاری از راه های پیش بینی نشده. در UCLA جامعه ما است قابل ملاحظه ای ایران توسط شبیه احساس از دست دادن و سردرگمی و نگرانی بلکه توسط نور امید و چشم انداز است که این بیماری همه گیر آورده به خط مقدم. در “ستون از قرنطینه” Daily Bruin کارکنان و جامعه ارسالی برجسته داستان های شخصی که علامت این بی سابقه لحظه. اگر شما یک قرنطینه داستان برای گفتن, شما می توانید آن را در اینجا و یا ایمیل [email protected].

(Andrea Grigsby/Illustrations Director)
(Andrea <url>/تصاویر مدیر)

من نمی توانستم هضم دیدن هر کس بین المللی و مردم محلی به طور یکسان با عجله از خانه در حالی که من نشسته روی تخت من به تنهایی بدونم که: “آیا یک” در خانه ماندن ” منظور حتی معنی به من اگر من نمی باید در هر نقطه به خانه تماس بگیرید؟”

با زمستان یک چهارم نهایی من می دانستم که هیچ چیزی در مورد دلیل در 24 ساعت دیدم جهان اطراف ریشه کن. من تا به حال شده است با آنفولانزا برای بیش از یک هفته و همه چیز در اطراف جهان تغییر سریع تر از من می تواند پیگیری. همکار من در خارج از کشور شهروند هند بودند آماده شدن برای پرواز به هند در حالی که من مبهوت به فرو ریختن حس ظاهر ،

که هر دو یک دانشجوی بین المللی و یک شهروند آمریکایی در UCLA قدرت پردازش خود است و من تا به حال صرف تمام زندگی دانشگاهی شنیدن در مورد چگونه خوش شانس من بود – اما آن را قطعا به نظر می رسید نمی تواند به نفع من زمانی که هند تصمیم به بستن مرزهای خود اجازه می دهد غیر شهروندان هند به پرواز در. من می ترسم بیش از حد تا حدودی به دلیل من نمی توانستم بسته بندی کردن سر من در اطراف جاذبه از وضعیت و تا حدودی به دلیل هر گونه ظاهر عادی که من جمع آوری شده از بودن احاطه شده توسط دوستان و خانواده غیر روحانی در دور آینده است که من نمی تواند تصور.

در یک عجله کردم برای استفاده اضطراری ویزا برای رفتن به هند قبل از مرز بسته برای شهروندان هند ، بیست و دو ساعت مستقیم پس از یک سری از تماس تلفنی با پدر و مادرم به کنسولگری هند دیگر OCI دانش آموزان که خود را ویزاها و شرکت های هواپیمایی به شکل بلیط, من تا به حال به شرایط که هیچ چیز در تراز وسط قرار دارد برای این کار برای من. با وحشت و نگرانی و نا امیدی و استرس به من اجازه دهید که ایده به صورت واقعیت من. من هنوز هم تا به حال هشت چیز در to-do list برای تکمیل اما صفر خواهد به انجام هر یک از آن.

امید و آرزو برای این ممنوعیت برداشته شود بنابراین من می تواند به عقب پرواز به زودی من هیجان زده بود برای لذت بردن از قرنطینه تا آنجا که من می توانم. دوستان من از سن دیگو افتتاح خانه های خود را به من و به من اجازه لذت بردن از زندگی دوباره است. از طریق مسخره TikToks مسخره, تلویزیون را نشان می دهد شایعات بی اساس جلسات و خنده دار, آشپزی, تلاش می کند, ما ساخته شده قرنطینه خیلی بهتر از من می تواند تصور است. من شروع به صحبت کردن با دوستان قدیمی در وقت آزاد من و آواز دوباره. همه چیزهایی که من همیشه لذت می برد انجام می دهند و هرگز زمان به در حال حاضر هیجان زده من را از خواب بیدار هر روز.

اولین حرکت من اتفاق افتاده است زمانی که من رفتم برای هم اتاقی من در سن خوزه پس از دو هفته با فرض این که این ممنوعیت برداشته شود به زودی مانند دولت هند اعلام کرده بود و سعی در ایجاد یک روال جدید برای خودم. اگر چه من از دست رفته دوستان من از سن دیگو, من خودم مجبور به گرامی داشتن خاطرات و دریافت استفاده می شود به یک مکان جدید. از ساخت dalgona قهوه برای مصرف شب پیاده روی با مکالمات به تماشای فیلم بر روی Netflix, پارتی, ما هر روز قابل تحمل است. من خوشحال حالت ذهن از دوره کوتاه بود که متوجه شدم این ممنوعیت تمدید شد و من به احتمال زیاد نمی تواند به خانه برگشت تا ماه ژوئن. به عنوان سخت به عنوان من سعی کردم کمی curveballs و تغییرات در زمان عوارض خود را بر من و آن را به طور فزاینده ای سخت تر به زندگی به عنوان آن آمد.

در میان هرج و مرج آمد و من بسیار در انتظار 20 تولد. اما من قلب سنگین رشد کمی سبکتر به عنوان من نگاه به جلو به آن جشن با من هم اتاقی. من به طور مداوم فقط به خودم گفت که وجود یک پوشش نقره ای در همه چیز. ما تا به حال مقدار زیادی از کیک FaceTimed دوستان ما دستور داد در برخی از جنوب هند غذا و تماشای تلویزیون مورد علاقه من نشان می دهد.

هر وقت من خودم را متقاعد که زندگی آفتاب و رنگین کمان یکی دیگر از موبایل و کامپیوتر فروزان آمد. من تا به حال به حرکت دوباره به سیاتل که در آن من فقط خانواده در ایالات متحده زندگی می کند به طوری که من می تواند به ماندن در یک محل قرار داده قبل از من می تواند بازگشت به خانه. ضربه با قضاوت نظر از ادراک و فهم مردم که از من پرسید چرا من نگه داشته و سفر و bridled با ترس از گرفتن این ویروس به دلیل آن را من gazed در خارج از پنجره برای دیدن شهر زیبای سیاتل به عنوان پرواز فرود آمد.

(courtesy of Ananya Shankar)
مشاهده از پرواز به سیاتل در یک عکس گرفته شده توسط شانکار. (حسن نیت ارائه میدهد از Ananya Shankar)

آن شده است یک هفته در سیاتل و تنظیم مجدد سه بار در یک چهارم شده است چالش دلهره آور و دیوانه همه در همان زمان. من نمی تواند کمک کند اما تعجب می کنم که اگر سکوت زمزمه های در حال اعضای خانواده و صحبت کردن در مورد من و فقیر غذا خوردن و عادات خواب و یا اگر آن را در سر من. من از خودم تقلید می کنی یک لبخند هر بار که آنها به من نگاه مانند یک نیکوکار مهمان. من راه رفتن بر روی پوسته و سعی کنید بهترین من برای ماندن در گوشه ای از خانه می شود و نه بیش از حد با صدای بلند و یا در هر راه, اما, اندازه گیری, گام های من و کلمات تنها نگه می دارد ساخت وزن در قلب من تقل.

کل این تجربه تا به حال اثرات هیجانی با شنیدن افرادی که می دانند و نمی دانم چه من می خواهم از طریق گفتن همه چیز و حتی واقعی blackholes که من را به احساس می کنم مثل این است که هرگز پایان دادن به نور در انتهای تونل طول می کشد به نوبه خود در روشن و خاموش کردن.

من هنوز هم خودم گاهی اوقات خیره در دیوار, تعجب زمانی که همه چیز واقعا تغییر خواهد کرد و اگر این ممنوعیت را در واقع برداشته شود در ماه ژوئن و لرز اجرا کردن پشت من و من را وادار به ضربه محکم و ناگهانی از گمانه زنی و بازگشت به واقعیت است. اما آن را نیز به من آموخت یک چشم انداز جدید – من هم می تواند نگاهی به وضعیت من و احساس می کنم مثل همه گیر است خسته من ذهنی جسمی و عاطفی شده اند وجود دارد چند ضعیف لحظات تنهایی و متوجه من رشته.

یا من نیز می تواند به آن نگاه کنید به عنوان یک بازی ماجراجویی و هیجان انگیز سری تغییرات برای نگه داشتن من در انگشتان من در طول مستند.

Ananya شانکار یک سال دوم علوم اعصاب از چنای هند است و یک دستیار تحقیق در نوروبیولوژی آزمایشگاه.

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.de

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>