ستون از قرنطینه: حفظ سلامت روان در قرنطینه منعکس کننده خلق و خو در آهنگ

این پست به روز شد آوریل 11 در 6:22 بعد از ظهر

Coronavirus همه گیر به شدت طرح میتوانست به زندگی در بسیاری از راه های پیش بینی نشده. در UCLA جامعه ما است قابل ملاحظه ای ایران توسط شبیه احساس از دست دادن و سردرگمی و نگرانی بلکه توسط نور امید و چشم انداز است که این بیماری همه گیر آورده به خط مقدم. در “ستون از قرنطینه” Daily Bruin کارکنان و جامعه ارسالی برجسته داستان های شخصی که علامت این بی سابقه لحظه. اگر شما یک قرنطینه داستان برای گفتن, شما می توانید آن را در اینجا و یا ایمیل [email protected].

(Andrea Grigsby/Illustrations Director)

امروز نشانه من هفته هشتم قرنطینه. من دیده ام 56 غروب را تماشا حدود 26 ساعت از فیلم و گوش به چیزی مانند 16,000 دقیقه از موسیقی است. همه از راحتی از خانه.

در جهان است که می شود به عنوان دوبله خیلی بزرگ و خیلی ترسناک, کوچکترین لایه ای از جهان را به خود – مغز خود را – می تواند بسیار در قلمرو ناشناخته است. و برای برخی از ما از کاوش که به مدت 56 روز می تواند نوع وحشتناک است.

به عنوان من نشسته در میز آشپزخانه سهشنبه نهایی هفته در زمستان چهارم تجزیه و تحلیل برخی از داستان من در مورد مراقبت برای یک کلاس است که در حال حاضر به پایان رسید, من پیدا کردم خودم فزاینده پایین های مختلف قطار از فکر.

در یکی سوگواری از دست دادن مردم من هرگز ملاقات کرد: یک پیرمرد از, ایتالیا یک زن جوان از واشنگتن است. در یکی دیگر از کهکشان مارپیچی شدم نگران فروپاشی سریع از زندگی من می خواهم تا زمانی صرف کار برای رسیدن به در UCLA. در عین حال یکی دیگر از من شد به همان اندازه ممنون و گناه زده برای امتیاز است که به من اجازه نشستن در مقابل یک کامپیوتر در خانه و با خانواده من puttering در اطراف من – ظاهر ساده صحنه که یک واقعیت برای همه در حال حاضر.

آغاز من مقاله پایان نامه بود به سرعت از دست رفته در این درهم ظروف سرباز یا مسافر از برجها. من باز Spotify در.

من شروع به کامپایل کردن صدای Lauryn Hill, Stevie Nicks و الیوت اسمیت – آنهایی که آهسته و جهان را فقط در چند دقیقه به یک لیست پخش.

همانطور که من شروع به گرفتن غم من در موسیقی من انتخاب صف آهسته تصنیف پس از غمگین آهنگ من اجازه تسکین دهنده صدای مورد علاقه من, هنرمندان پر کردن هوا در اطراف من در حالی که من نشسته در اتاق من – به طور ناگهانی احساس کمی کمتر به تنهایی. من شروع به قبول است که در حالی که جهان به وضوح احساس عادی شاید من یا.

برای بسیاری از احساسات ارتجاعی – فقط رفیع ایده های شما می توانید قلم مو رنگ کردن. اما به عنوان کسی که تلاش می کند با سلامت روان هر دو دست اول در تمام طول دبیرستان و دوم از طریق نزدیک ترین عزیزان من می دانم که احساسات به یک خطرناکی نیروی غیر قابل کنترل.

هفته اول از قرنطینه من جایگزین بین شب از خواب بیش از حد و شب ها به سختی از خواب در همه روز از غذا خوردن نیست و روز از وعده gluttonously; ساعت خستگی ناپذیر طراوت من خوراک توییتر و ساعت از تلاش برای پایان من آنلاین نهایی. بیدار شدن از خواب در آورده یک ترس برای یکنواختی از روز برای آمدن و صحبت کردن با هر کسی موجب تازه و اضطراب در مورد اخبار و به روز رسانی آنها ممکن است به من بدهید.

در حالی که وضعیت COVID-19 جهانی است رمان من به رسمیت شناخته شده من در واکنش به عادات قدیمی و خطرناک احساسات است که تا به حال احیا شده است از یک حافظه دور. و با بسیاری از آموخته رسانه ها در دسترس نیست با توجه به همه گیر من احساس سستی از من راه زندگی من مکیدن پشت در.

خوشبختانه, ملودی, شعر و بیت بودند سیستم ایمنی بدن به اقامت در خانه سفارشات و ویروس ها. لیست های پخش مانند یک نشانگر به نام “آه آن را پایان پایان” شد یک منبع آرامش – که در ابتدا به طور چشمگیری منعکس چگونه واقعا محکوم جهان احساس می شود.

من شروع به گوش دادن به آن را تکرار کنید.

پس از چند روز از غرق شدن در اضطراب واکنش به هر CNN اطلاع رسانی و غمگین تحقق آنچه که من انجام شده است اگر زندگی معمولی هستش من شنید همسایه آواز به همراه ” آه! شما خیلی چیزها’ دیوید بووی. من منتظر به عنوان او در تلاش برای پر کردن هر دو نقش بویی و پیانو فقط با صدای او.

هنگامی که عملکرد خود را به پایان رسید به من لبخند گیر در اطراف.

بدون واقعا دانستن اینکه چرا بعد از چند روز احساس سبک تر است. تمرکز من را جلب کرد خود را نسبت به چیزهای کوچک مانند ضرب و شتم خواهر من در تابو و یا تکمیل من شکلات تراشه کوکی دستور غذا و به آرامی شروع به صعود از تاریکی است که یک بار هولناک مغز من.

من یک لیست پخش جدید و آن را به نام “پرندگان هنوز غوغای.” و در حالی که من هنوز هم احساس غم و اندوه از همه گیر می افتند خارج کردم و اجازه می دهد تا صدای رابرت و دیوید بووی فشار در برابر قدرت ریگ روان.

شاید تنها انواع بسیار خانه دوران کودکی من ارائه می کنند و یا شاید جهان تبدیل شده است بیش از حد مانند یک فیلم علمی-تخیلی, فیلم ترسناک. اما من احساسات و افکار من – حداقل ملموس و صمیمی ترین بخش از دنیای من – تا به حال حداقل shakeable و قابل لمس ترین اثر من در این چند هفته گذشته.

در حالی که چند روز مشخص می شود که برای قدردانی از وقت اضافی با خانواده و دیگران مشخص شده توسط عمیقی غم و اندوه برای جهانی مبارزه ما همه پایدار. در برخی از روزها من رقص در اطراف مانند یک بچه کوچک آواز به همراه دعای Lipa و Tove Lo انفجار my playlist “شکستن (در حالی که هنوز ماندن در).”

در دیگر روز من تظاهر زندگی نرمال برای سه دقیقه در یک زمان در حالی که تکان همراه به Smino و Noname در “جهل سعادت است?” تلاش برای شبیه برخی از اونس عادی از من prepandemic زندگی است.

و در برخی از روزها زمانی که هیچ کلمه کافی است من به نوبه خود در “quarantini مخلوط” و من نشستن و گوش دادن به تلفن های موبایل از Odesza و خرده بیسکویت به غرق کردن جهان در اطراف من. از طریق همه آنها را من تکیه بر شانه ها از هنرمندان زمانی که افکار خود من بیش از حد سنگین برای حمل.

این یک قرنطینه spirals & twister rings – احساس کمی شدت بیشتر و با کمی کنترل کمتر. و بنابراین برای من این یک قرنطینه از گوش دادن به لیست پخش است که مطابقت با احساسات من.

من شهر اوکلند کالیفرنیا اعلام کرد یک زن و شوهر از هفته پیش که آن را تمدید اقامت خود را در خانه سفارش حداقل تا مارس 31. که یکی دیگر از 20 روز به دام افتاده در داخل ظلم و ستم از من خلق و خو.

اما آنچه که من آموخته ام تا کنون است که خلق و خو اغلب به آخرین برای همیشه لطفا برای – و امیدوارم نه این قرنطینه. بنابراین گوش دادن به لیست پخش خود و یا خود را.

سلامت ذهنی و روانی شما مهم است و حداقل ما هنوز ما آهنگ های.

ایزابل Weinerth سوم-سال روانشناسی دانش آموز از اوکلند کالیفرنیا و نظر و مقاله نویس برای Daily Bruin.

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.detny.im

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>