ستون از قرنطینه: خاطرات روزمره برچسبها بزرگترین برای سالمندان که نمی توانید یک خداحافظی

این پست به روز شد آوریل 24 در 8:03 بعد از ظهر

Coronavirus همه گیر به شدت طرح میتوانست به زندگی در اکثر پیش بینی نشده و غیر قابل پیش بینی از راه. در UCLA دانش آموزان و کارکنان و مدیران از اقشار مختلف جامعه هستند قابل ملاحظه ای ایران توسط شبیه احساس از دست دادن و سردرگمی و نگرانی بلکه توسط نور امید و چشم انداز است که این بیماری همه گیر آورده به خط مقدم. در “ستون از قرنطینه” Daily Bruin کارکنان و جامعه ارسالی برجسته داستان های شخصی و تجربه های که علامت این بی سابقه لحظه در ما جمعی از طول عمر.

(Andrea Grigsby/Illustrations Director)
(Andrea <url>/تصاویر مدیر)

اتوبوس به لاس وگاس بود که با توجه به ترک صبح روز بعد. من انتخاب شد به نمایندگی از گروه راهپیمایی در Pac-12 بسکتبال مردان مسابقات را یک افتخار چهار سال در ساخت و من نشئه بود که من به رسمیت شناخته شده برای من سخت کار در گروه و در صور.

سپس ایمیل آمد. آن drizzly و پوشیده از خارج بود و من در کلاس. شایعات در گردش بودند که این سفر در حال حاضر لغو شده است و ما فقط در انتظار یک ایمیل از مدیر ما برای تایید. اما در عوض ما در ایمیل های مختلف از معاونت که اعلام کرد که در کلاس های حضوری خواهد بود معلق از طریق اوایل بهار است.

نادانسته به ما این بود که برای اولین بار از بسیاری از لغو: هزاران نفر از فرصت های امید و انتظارات خواهد بود که خاموش COVID-19 طولانی نامرئی سایه. این سفر البته لغو شد اما احساسات من در مورد آن را به مراتب بیشتر از یک ایمیل دوم اعلام کرد که بهار سه ماهه خواهد بود انجام شده از راه دور و ما باید برای بازگشت به خانه در صورت امکان.

من فکر نمی کنم هیچ یک از ما سالمندان به خصوص ناراضی هستند با دولت تصمیم. اما اعلام شد دو لبه: در هنگامی که یک گام مهم به سوی کاهش و نیز ناقوس مرگ برای بسیاری از تجربیاتی که تا به حال تعریف شده UCLA برای من.

مانند بسیاری از دیگر سالمندان, من به سختی به اندازه کافی زمان برای خداحافظی به دوستان من تا به حال ساخته شده بیش از چهار سال از کالج – برای برخی شاید آخرین بار مسیر ما عبور خواهد کرد.

من بسته بندی شده من کیسه راندند همه مواد غذایی به یک Ikea کیسه و سوار صفحه اصلی درست قبل از غروب آفتاب است. من سمت چپ من ترومپت پشت آن مورد هنوز هم آراسته با UCLA دو و میدانی برچسب ها و برچسب سوغاتی از یک زمان ساده تر.

خانه جاده بود با خال خال های الکترونیکی, Caltrans نشانه روشن نارنجی توسط بروسقو هشدار. شستن دست های خود را. در خانه بمانند. جلوگیری از تجمعات. بنفش سانتا سوزانا کوه enfolded من به عنوان جاده کشیده است.

من مادام العمر خواهید بود برای دیدن پدر و مادرم لبخند را به عنوان آنها به تماشای من اولین فرد در خانواده به حضور در دانشگاه, راه رفتن در سراسر مرحله. که مایل محلول در مقابل من مانند آن آخرین صحنه در فیلم من به معنای دیدن و یا مانند یک شبح مانند نسخه های آینده من در حال حاضر نانوشته.

زمانی که من وارد خانه من رها به دیدن خانواده سالم و امن اما من بازگشت به خانه بود آمیخته با دقیق نوستالژی از ترک یک تکه از هویت من پشت در UCLA – جایی که در آن تجربه شکل من تا آنجا که من به شکل آنها.

بدون یک رژیم یا یک برنامه تمام روز شروع به ذوب شدن با هم یک شلوار مخمل کبریتی رانش از اواخر صبح و بعد از ظهر تنبل.

من در زمان یک زن و شوهر از ساعت بیش از استراحت به پخش “آخرین از ما” یک پست آخرالزمانی بازی های ویدئویی مجموعه در پی داستانی بیماری همه گیر است که تحت تاثیر قرار تقریبا دو سوم از جمعیت جهان است. در طول بازی وجود دارد یک بخش که در آن شما سوار یک اسب از طریق خالی پردیس دانشگاه در ساعت طلایی پیچک انگور و زبر رست به آرامی اصلاح آن سالن.

در بازی که من پیدا کردم خودم را در ترکیب از طریق خالی اتاق خوابگاه متوقف شد برای همیشه در زمان thumbing از طریق یادداشت ها و تصاویری از زندگی این داستانی دانش آموزان پشت سر گذاشت.

من فکر بازگشت به اتاق خود در UCLA آن را بیش از حد متوقف شده در زمان. Polaroids از سفر به یوسمیتی حساس هستند تا بر روی یک دیوار. در یکی دیگر از پوستر فرانک اقیانوس “،”

قطعه من یخ زده در آپارتمان من مانند یک موزه است.

در حال حاضر دانش آموز مورد علاقه های شما مانند Kerckhoff قهوه یا Bombshelter هر بار با موسیقی خنده و گفتگو دراز به عنوان اگر آنها تنها وجود داشته باشد که ما انجام می دهیم. حتی Bruin راه رفتن همان دانشجو بزرگراه که همیشه احساس تقریبا به عنوان گیج کننده و قاچاق به عنوان سال 405 خالی است هیچ کس از چپ به فروختن آگهی و یا سوال بپرسید.

آنها بخشی از دانشگاه UCLA میکرو-فرهنگ عامه شاید تنها شناخته شده به چند نفر در یک زمان: مردی با huskies; Andre Oliver, سوال, نظر, هیچ, سیگار, ثبت نام در فیزیک و نجوم ساختمان پله هایی که همیشه به نظر می رسد که چند بسته ارزش از سیگار زیر آن; یک نقطه در Gayley خیابان پیاده رو خارج از سیگما چی که در آن چهار نفر می تواند رول آپ مشترک و جلوگیری از جمعیت دانش آموزان در تلاش برای رسیدن به خانه نخ آنها را به یک فایل conga خطوط snaking در خیابان; عبور دکمه هیچ کس تا به حال تحت فشار قرار دادند.

این بود که اگر هر کس خود را به بازی در یک دقت به کارگردانی و بازی و این ویروس در کنار تئاتر و چپ در پشت صحنه.

اگر من تا به حال شناخته شده است که من می خواهم که برای خداحافظی به UCLA و تجربیات خود من ممکن است باید زمان بیشتری را صرف توصیف پردیس در تمام پاییزی, آجر گذاشته زیبایی. ممکن است من گرفته اند من از earbuds وقتی که من راه می رفت به کلاس گرفته تا یک دوست در آن قهوه ارائه و یا شعلهور شور و شوق من برای برخی از سازمان های من از دست داده بود علاقه.

من فکر کردم به من زمان در UCLA به لحظات کمی که من در پشت سمت چپ: خنده با دوستان خود پس از مصرف یک دورۀ است که بسیاری از این کلاس احتمالا شکست خورده; تلاش برای دزدکی حرکت کردن به “غریبه چیزهایی 2” بازیگران پارتی بعد از کنسرت در محوطه دانشگاه در طول زمان هالووین; احساس آرام برق از دانشگاه در طول رقابت هفته یا حتی دیدن کسی که پشت در slackline در تپه توسط Janss مراحل را برای پنجمین بار در یک ساعت یک مرد نواختن گیتار در پایه یکی از درختان دیگر barefooting آن را در سراسر.

برای من لحظات کوچک مانند این احساس از دست رفته به زمان و نه به عنوان اگر آنها از من گرفته توسط نیروی, اما به عنوان اگر آنها تضعیف از طریق انگشتان من مثل دانه های شن و ماسه.

مواد منفجره را تغییر دهید اغلب باعث می شود بیشتر حس در یکدفعه به خصوص زمانی که احساسات آن برگ در پی آن هستند دشوار به روند. شاید به این خاطر تغییر است به طوری که اغلب accretive و شما را درک نمی کنند شما وارد یک زندگی جدید تا زمانی که شما نگاه در یکی از شما پشت سر گذاشت.

کالج achingly شخصی و در حالی که بسیار از تعریف شده توسط آن مواد منفجره مشترک, لحظات, من هم فکر می کنم کالج تعریف شده توسط آن آرامترین لحظات. هنگامی که آن را واقعا فقط شما به تنهایی در اتاق خود را پس از یک روز بد آرزو شما فقط می تواند در تماس با مادر خود و یا به یکی از دوستان خود را در آغوش گرفتن.

آن لحظه مثل این که شده است prismatically بزرگ در ذهن من با COVID-19 در یک زمان بی اهمیت در حال حاضر به عنوان بزرگ به عنوان مناظر.

اگر شما از من خواست به یاد داشته باشید آنچه که من انجام شده بود دقیقا دو ماه پیش از امروز و یا آنچه که من انجام شده بود Aug. 23, 2015, من نمی قادر خواهد بود به. اما آنچه من به یاد داشته باشید همه کمی آداب و رسوم است که من هر روز صبح قبل از کلاس آرام شجاعت که crackled در درون بسیاری از دوستان برقی هرج و مرج De Neve اواخر شب در یک پنج شنبه شب و چشمک زن, کرم شب تاب-مانند سحر و جادو است که پر UCLA بسیاری از سالن.

من فکر می کنم COVID-19 تا به ما یادآوری کرد که ما همه amnesiacs یک راه یا دیگری. آن را بیش از حد آسان به را فراموش کرده ام آرام خاطرات به نفع با صدای بلند. شاید در COVID-19 خلاء وجود دارد هیچ چیز مانند یک آرام حافظه; آنها سر و صدا.

هر وعده غذایی با یک دوست در یک مهمانی. هر قدم به کلاس یک مسابقه دو ماراتون. هر لبخند یک تکه از بهشت است.

شاید با وجود تمام شیاطین آن را منتشر کرده است در جهان COVID-19 به ما کمک خواهد کرد به یاد داشته باشید.

ویتو Emanuel یک سال چهارم رشته علوم سیاسی و زبان انگلیسی دانشجو از Simi Valley, California, و یک خبرنگار به صورت روزانه Bruin.

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.rushrtco.detny.im

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>