ستون از قرنطینه: گیج کننده بین المللی سفر بازگشت به خانه در جستجوی ایمنی و آسایش

این پست به روز شد مارس 27 در 2:39 بعد از ظهر

Coronavirus همه گیر به شدت طرح میتوانست به زندگی در بسیاری از راه های پیش بینی نشده. در UCLA جامعه ما است قابل ملاحظه ای ایران توسط شبیه احساس از دست دادن و سردرگمی و نگرانی بلکه توسط نور امید و چشم انداز است که این بیماری همه گیر آورده به خط مقدم. در “ستون از قرنطینه” Daily Bruin کارکنان و جامعه ارسالی برجسته داستان های شخصی که علامت این بی سابقه لحظه. اگر شما یک قرنطینه داستان برای گفتن, شما می توانید آن را از اینجا و یا ایمیل [email protected]

(Andrea Grigsby/Illustrations Director)
(Andrea <url>/تصاویر مدیر)

من از خواب بیدار در اواخر ژانویه صبح به خبری که لس آنجلس وزارت بهداشت تا به حال تایید اولین مورد از COVID-19 در لس آنجلس.

در آن زمان coronavirus فقط یک داستان برای من کوتاه اخبار کوتاه برای نوشتن و پیگیری. با این وجود, به عنوان روز گذشت و این بیماری در رشته راه خود را در سراسر کشور و سایر نقاط جهان آن را به بیشتر از یک ثابت است. آن ماند در لبه مقالات من ویرایش کردم جدا در کلاس فیلم و مرا پارانوئید در مورد هم اتاقی من سرفه.

خانواده من نگرانی بزرگ در کنار صورت حساب در لا با عزیزان پیام کوتاه و تماس در ساعت های عجیب و غریب برای دیدن اگر من خوب بود و درخواست زمانی که من برنامه ریزی شده بود به خانه آمده است. زمانی که UCLA برای اولین بار تصمیم به حرکت در کلاسهای آنلاین تا آوریل 10, پدر و مادر من تصمیم به گرفتن مرا به خانه قبل از این وضعیت بدتر شده است.

اولین واکنش من این بود به مبارزه با آنها. به عنوان یک دانشجوی بین المللی در یک F-1 ویزای من توانایی باقی می ماند در ایالات متحده در آن زمان بود مشروط بر تمام وقت و حضوری ثبت نام. با کلاس های آنلاین آینده من تیره به نظر می رسید به عنوان است.

اگر چه در شخص راهنما را دوباره آغاز شده و من نمی توانستم بازگشت به دانشگاه ؟ اگر everchanging محدودیت های مسافرتی به معنای من رشته در فرودگاه بین پرواز ؟ اگر من مجبور شد به یک دولت قرنطینه تاسیسات ؟ اگر چه من ساخته شده یکی از بستگان بیمار ؟

با نگاهی به گذشته ، ترس من احساس عصبی – فقط کافئین-addled اواخر شب ramblings تاکید دانشجویی قبل از فینال هفته.

پس از آن همه اضطراب پخته بیش از یک صبح زود. من بیدار شده بودند یکی دیگر از تماس – عمه من چک کردن من – و من نمی تواند کمک کند اما نشستن در پای من هم اتاقی تخت و گریه.

ماندن و یا رفتن به خانه بود یک تصمیم گیری است که هنوز هم لطمه می زند به فکر کردن در مورد. خوشبختانه من نیست که برای ساختن یک.

پس از دانشگاه UCLA اعلام کرد که آموزش از راه دور ادامه خواهد داد در طول بهار سه ماهه UCLA Dashew مرکز برای دانشجویان بین المللی ارسال یک ایمیل به بیان ویزای F-1 وضعیت خواهد بود نه فسخ تا زمانی که دانش آموزان نگهداری می شود زمان ثبت نام حتی با کلاس های آنلاین. من می توانم صرف سه ماهه بهار خانه در دهلی نو با بدون ترس از توقف من در آینده در لس آنجلس.

من اجاره یک واحد ذخیره سازی و پس از برخی از بیشتر به خطر انداختن با پدر و مادرم تصمیم گرفت به خانه پرواز جمعه از فینال هفته تنها پس از امتحانات به پایان رسید. که اتفاق نمی افتد.

به عنوان پایانی هفته شروع آن آغاز شده ظاهری بیشتر و بیشتر احتمال دارد که دولت هند خواهد شروع به آب بندی مرزهای خود. با وجود خانوادگی نگرانی از افزایش دوباره من موفق به پایان یک آزمون و فروشگاه نیمی از چیزهایی که در مارس 18. آن شب من مشغول به کار بر روی بسته بندی هر چیز دیگری زمان من خواب آن بود ساعت 3 صبح در 19 مارس ، کمی بیش از یک روز قبل از پرواز من به خانه.

من مادر من از خواب بیدار شدم با یک تماس در کمتر از چهار ساعت بعد. دولت هند ممنوع کرده بود ورودی پروازهای بین المللی با شروع از آوریل 22, وقتی که من برنامه ریزی شده بود برای رسیدن به.

اگر چه من مطمئن هستم که یک بخش کوچک از من به حال خودم آماده برای بدترین, من نمی تواند کمک کند اما وحشت. پدر و مادر من رزرو کرده بود من در 3 p. m. پرواز را از لا به من کمتر از شش ساعت به پایان بسته بندی به عمومی سازی, بازگشت به دانشگاه را ترک دانشگاه و رسیدن به فرودگاه در زمان.

من همه چیز من دیوار پین پرواز در همه جا. هر چه لباس و وسایل من نمی تواند به من یک چمدان پرتاب شد به آخرین جعبه. هر جا نمی توانستم در جعبه رفت و به کیسه های پلاستیکی من برگزار می شود در دست من. من پتو و ملافه هنوز گرم از خواب من شده بود و متزلزل از گذشته برای رفتن پاره پاره از تخت من و پر به من کیسه لباس های شسته شده.

یک هفته یا بیشتر بعد هم اتاقی من ارسال خواهد من عصبانی متون مورد پین گرد و غبار از bunnies در میز من و حقیقت من نمی خلاء.

اما بعد از ظهر مارس 19, که من کشیده به فرودگاه بین المللی لس آنجلس با یک ماسک محکم بر صورت من تمام من در مورد این بود که چگونه این بود که چگونه من می خواهم برنامه ریزی برای خداحافظی به شهرستان پردیس و من سال دوم. این بود که چگونه من می خواهم برنامه ریزی شده را ترک کنند.

زمانی که من وارد دهلی نو, من متوجه شدم که من بازگشت نیست برای رفتن به هر چیزی که مانند من می خواهم برنامه ریزی شده است یا نه.

من فرود آمد اواخر مارس 20 تقریبا یک روز قبل از این ممنوعیت اجرا شد, به فرودگاه و خفه با شهروندان آمدن به خانه از هر بخشی از جهان است. با هر لوله خط افراد دارای عقاید با اضطراب است که به نظر می رسید عفونی در بیشتر راه بیش از یک.

تنش قابل فهم بود. صدها بسته بندی شده بودند به تنگ راهرو کشش از مهاجرت به دادگاه های غذایی که در آن یک مرکز پزشکی در حال راه اندازی شده است. امنیت فرودگاه گرفته بود ما گذرنامه بازگشت آنها را تنها پس از ما می شده است بررسی می شود توسط یک دکتر.

آن زمان من شش ساعت برای دیدن یک.

من احساس خودم نگه داشتن نفس من, بنابراین من نمی خواهد به طور تصادفی sniffle یا سرفه. من تا به حال تصور کسی هل دادن یک سواب پایین گلو من یا بازجویی من در مورد من چشمان پف کرده و قرمز از سفر. به جای من یک مصاحبه کوتاه در مورد سفر من تاریخ و هر گونه علائم ممکن است.

کشیدن چمدان من از فرودگاه برگشت از دست من تازه با مهر واقع من تا به حال به خود-قرنطینه, من نمی تواند کمک کند اما فکر می کنم که آن را? که به اندازه کافی برای محافظت از جمعیت بیش از 1 میلیارد نفر ؟

سپس من تو را دیدم مامان نقاب و دستکش در انتظار من را صفحه اصلی. بیش از من بعد از دو هفته در خود به انزوا یک افسر پلیس محلی خواهد تماس با ما صفحه اصلی چک کنید که آیا من می خواهم قرارداد هر گونه علائم. هند ممنوعیت سفر بود تقویت شده توسط ملی مستند در 25 مارس. هر چند آن را تنها به معنای آخرین سه هفته آن را به زودی تمدید ممکن است 3.

شاید که شما به اندازه کافی خواهد بود. اما شاید آن را نمی خواهد.

در آوریل 19, ده ها تن از ساکنان این مجتمع آپارتمانی زندگی می کنم در آمد در بالکن خود را به بازی یک بازی اجتماعی فاصله گرفته نسخه از یکنوع بازی شبیه لوتو. ایستاده در زمینه های زیر, و یک نفر فریاد اعداد از طریق یک بلند گو حرف زدن برای بازیکنان به خراش خاموش. به علامت پیروزی یک خانواده می توانست به هر آنچه که آنها می تواند – گلدان و تابه و هر چه بود پر سر و صدا به اندازه کافی – خود را در برابر نرده.

من تا به حال در سمت چپ خانه در پنج هفته بود و غافلگیر شده توسط چگونه به خوبی آن خارج شد. غروب رنگ تمام ساختمان های طلایی, صورتی, خیابان بودند مسخره رایگان از اتومبیل و من کاراگاه حال له خود در کنار من است.

(Courtesy of Sameera Pant)
نفس نفس زدن با او 10 سال کاراگاه قهوه. (حسن نیت ارائه میدهد از Sameera نفس نفس زدن)

در حال بازگشت به خانه احساس می کند کمی متفاوت است اما هنوز هم خانه.

این جایی است که من تا جایی که من خندید و گریه کرد و از دست داد. این جایی است که من رد کردم از اول کارورزی من در اعمال و اولین پسر من تا به حال واقعا دوست داشتم. این جایی است که من به UCLA و جایی که نوشتم اولین مقاله به عنوان یک دانشآموز کلاس ششم.

در یک زمان از چنین شدید, تردید بسیاری وجود دارد و من خوش شانس هستم که به اطمینان از ایمنی و آفتاب و یک صفحه اصلی برای بازگشت به.

Sameera شلوار دوم-سال قبل-اقتصاد دانش آموز از دهلی نو است و علم و سلامت editor for the Daily Bruin.

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.detny.im